خیلی ها اومدن...اما کمتر کسی موند

من موندم..الکل..سیگار..خاطرات پاره پوره..آرزوی های پَرپَر شده..آره داداش فقط ما موندیم...

بره اونجا که غم نباشه...

 

اینو از تهه دل میگم:به سلامتی(شاهین)که عمل کلیه داره و رو تخت بیمارستانه..خدایا نگرانشم..

 

به سلامتی اون پیر زنی که سر خیابونمون آدامس می فروشه و یه ترازو داره روش نوشته محصل دارم....وقتی هر روز می دیدمش فکر نمی کردم 2 روز ندیدنش رو متوجه شم و اینقدر واسم مهم باشه و دلم براش تنگ شه...!

 

 به ســـــــــــلامتی اون ساقی که تو ایام محرم به احترام امام حسین (ع) کار و کاسبیش تعطیله !!!

 

به سلامتی اون کارگر شهرداری که وقتی غذای نذری بهش دادم ، و بهش گفتم چرا نمیخوریش ؟! گفت : میبرم خونه با زن و بچه بخوریم آخه تبرکه..!

 

به سلامتی پسری که گفت : دوست میشی‌ ؟جواب شنید : تو در سطح من نیستی‌ که بخوام باهات دوست شم...از هم دور شدن و پسر به این فکر بود که چرا ماشین رو خونه گذاشته بود و پیاده اومده بود..!

 

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻏﺶ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﻓﻌﻼ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ..!

 

به سلامتی کسایی که آرزوی یه دوستت دارم گفتن خودشون رو، به دل آدم می ذارن اما دروغ نمی گن...!

 

به سلامتی ماستو خیار مراسم عرق خوری..!

 

به سلامتی مستی که خاطره هارو به یاد آدم میاره..!

 

به سلامتي باباكه 2 بخشه..یک سر برروی نیزه یک تن افتاده در خاک..!(یا حسین)

 

به سلامتي اوني که حتّي به ياد ما نيست ولي‌ يادش داره ما رو داغون مي‌کنه..

 

به سلامتی دلم که مثه یخچاله فقیرا هیچی توش نیست...

 

به سلامتی مادری که آخرین نفری که از جنگ برگشت، پسرش نبود...

 

به سلامتی افرادی که حــــــــتی رانندگی بلد نیستن ولی به چـــــه زیبایی " دور زدن "رو بلدن...به سلامتی کسایی که تابلوی "دور زدن ممنوع" روی قلبمون رو دیدنو دورمون نزدن..

 

به سلامتی اونایی که خیانت دیدن و تنها شدن ولی هنوز تاریخ تولد طرف یادشونه...

 

به سلامتی اونایی که رمز یاهو مسنجرشون،اسم و شماره تلفن عشقشونه...

 

به سلامتی اونایی که شکست عشقی خوردنو دلشون از هرچی دختر خونه..به سلامتی تک پرایی که دنباله یه دوست واقعی میگردن...

 

به سلامتی اونی که زمانی که از مدرسه می اومدم خونه میگفت: از صبح تاحالا برات ۱۰۰۰تا صلوات فرستادم تا امتحانت رو ۲۰ بشی..(به سلامتی مادرم)

 

به سلامتی جوونی که هنوز دوست دختر نداره، اما اسم دو تا بچشو انتخاب کرده..!

 

به سلامتی نون..که نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه..!!

 

به سلامتی اونی که وقتی توی آغوش میگرفتمش همه وجودم میلرزید..نه از ترس یا لذت عشقبازی...لرزیدن ارکان وجودم واسه وحشت از فردای بدون اون بود..!

 

به سلامتی اونایی که سعی میکنن اصلا نگیرن چون میدونن کارشون اشتباهه(هرچی پلیسه)

 

به سلامتی اونای که وقتی یکی رو میگیرن ته دلشون میلرزه از اینکه احتمالا اشتباه دارن میکنن(هرچی پلیسه)

 

به سلامتی ایرانیانی که ایرانیا رو میگیرن تا شاید به نظر خودشون ما رو خدا شناس کنن غافل از اینکه ما مست خداییم...!

 

به سلامتی بغضی که منو خفه میکنه ...ولی حاضر نیست ولم کنه ...تا باورم بشه هنوز ترکم نکرده..!

 

به سلامتی اونایی که خاطرات مستیشون یه شبه مثل الکل نمیپره...!

 

به سلامتی اونی که بعد از چند سال هنوز شمارش تو گوشیمه..!!!!!!!

 

به سلامتی روزهای خوبی که نخواهم داشت...!

 

به سلامتی دکترمحموی ( فوق تخصص چشم پزشکی) که وقتی متوجه شد پسر معلول 3 ساله که نه می تونه بشینه و نه میتونه راه بره و از یه خونواده فقیر هستش..عمل( آب مروارید ) اون رو همراه با تموم هزینه بیمارستان و هزینه های جانبیش قبول کرد و خودش اون کودک سه ساله رو عمل کرد...!!!!

 

به سلامتی عشق مادر که حد و حساب نداره هزار بار دلشو شیکوندم الانم باهاش قهرم،سرشم داد زدم،همه وسیله های خونه رو هم شکستم..ولی بازم غذامو گذاشت تو سینی آورد تو اتاقمو رفت...

 

به سلامتی اون دسته از دخترا که تو باغچه خونشون با شلوارک و دامن کوتاه عکس میندازن زیرش مینویسن هلند سال۲۰۱۱....!

 

به سلامتی دخترایی که زیر عکس های شمال شون مینویسن آنتالیا تابستون ۹۰...!

 

به سلامتی کسی که وقتی قلبی رو قفل می کنه،کلیدشو نگه میداره..!

 

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻱ ﺍﻳﻨﺒﺎﻛﺴﺘﻮ ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻨﻲ،ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻱ ﻫﻤﻪﺭﻭ ﺩﻳﻠﻴﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ﺟﺰ ﺍﻭﻥ...!

 

به سلامتیه اونایی که درد عمیق رو میفهمن و میبینن...بدون اینکه لازم باشه جای زخم یا کبودی رو نشونشون بدی...!

 

به سلامتی کسایی که مخفیانه میان تو وبلاگمو هرچی دلشون میخواد کپی میکنن و بدون نظر میرن..ولی خبر ندارن که ما راضی نیستیم....آخه چرا پنهونی؟؟؟!!!

 

یه پیک هم واسه این میزنم: به سلامتی کیبورد هایی که همیشه از اشک خیسه...

 

به سلامتی دوستت دارم های واقعی ... به سلامتی همه مردای واقعی ...زشت ترین نوع چاپلوسی زمانیه که یکی بخاطر طبیعی ترین نیازش به دروغ به معصومی بگه: دوستت دارم!!

 

به سلامتی مادری که وقتی بچش می خواد صبح بره سر کار یا دانشگاه با اون بیدار می شه تا واسش صبحونه درست کنه،این همه مهرو چطور میشه جبران کرد..!!

 

به سلامتی همه اونایی که شب و روزشون اس ام اسه...!

 

به سلامتی همه دختران پاک ایران زمین..به سلامتی فاطمه صالحی، دختری که هم سنتور می‌نوازد، هم طراحی و گریم انجام می‌دهد و هم دانشجوی موسیقی است؛ و قصد دارد دکترا خود را هم بگیرد.می‌توان از فاطمه صالحی که به طور مادرزادی دو دست و یک پا ندارد، به معنای واقعی کلمه یک «بمب روحیه» و نمونه یک دختر پاک ایرانی نام برد..!!

 

به سلامتي اونايي که هم دل دارن،هم معرفت؛اما کسي رو ندارن...!!

 

به سلامتی اون کارگری که خبر اختلاس 3000 میلیارد تومانی و میشنوه و باز اول صبح برای ماهی 200 هزار تومان حلال میره سر کار..!!

 

به سلامتی کسی که بهونه نداشت بهم زنگ بزنه، زنگ زد گفت فقط خواستم بگم فردا شب نامزدیمه..!!

 

به سلامتی همه اونایی که دلشون هوای آغوش عشقشونو کرده... ولی جز زانوهای بغل کردشون و تنهایی هیچ مهمونی ندارن...!!

 

زندگیه من جوری بود که...هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد...جوری که یواشکی بوسید...یواشکی نوشید...یواشکی خندید...یواشکی حرف زد...یواشکی فکر کرد...یواشکی اعتراض کرد...یواشکی گریه کرد...یواشکی آرزو کرد...یواشکی دعا کرد...یواشکی درد و دل کرد...یواشکی انتخاب کرد...یواشکی عاشق شد...یواشکی زمین خورد.........به سلامتی یواشکی که اگه نبود منم نبودم..

 

به سلامتی رفقایی که زمانی جاشون تو قلبمون بود,اما الان تو یادشون هم جایی نداریم...

 

به سلامتی اون کسی که به عشقش دلمو زدم به دریا ولی نمیدونستم که با قایق یکی دیگه داره میره..دریغ از اینکه من شنا بلد نبودم...!!

 

به سلامتی پدرم که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدم , ولی از زبانش هرگز نشنیدم...!

 

به سلامتی پیک هایی که خوردم و نذاشتن بفهمم چه ریختی سالهای عمر پشت سر هم رفتن..!

 

به سلامتی کسی که براش اشک ریختم و رفت برا رفیقاش تعریف کردو بهم خندیدن...!

 

به سلامتی اونی که ماله تو نیست اما همیشه به یادشی...!

 

به سلامتی هر چی دانشجو عاشق که وقتی حراست جلوشونو می گیره می گه چه نسبتی دارید سرشو بالا می گیره می گه عشقمه...!

 

به سلامتی اون دانشجوهایی که وقتی به خاطر عشقشون سینه سپر کردن تابــلو شدن، درسشون حذف شد، برگه امتحانیشون مصادره شد، کارت دانشجوییشون سوراخ شد..!

 

به سلامتی اونی که خدا هیچی بهش نداده جز مرام...!

 

به سلامتى تنها کسى که باید بدونه ولی نمیدونه..!

 

به سلامتی دنیایی که “ساده بودن” توش عیبه..

 

به سلامتی " اونـهـایـی" کـه روی شـونـه هـامون گـریـه کـردن و نـوبـت "ما" کـه شـد، دیـگـه نـبـودن...

 

به سلامتی اونیکه نمیدونه به سلامتیش میزنم...

 

به سلامتی خدا که رازدارترینه...

 

به سلامتی خودم که بی معرفتایی که رفتن و فراموش کردنو هنوز فراموش نکردم..

 

به سلامتى اونايى كه به پوچى رسيدن...!باز دمشون گرم به يه چيزى رسيدن...!

 

پیشکش و به سلامتی هرکی که در پیاده روهای پایین شهر دوید و زجر کشید و قد کشید و مرد شد..

 

به سلامتی چوبخطی که روی دیوار زندان کشیده میشه..

 

به سلامتی و به یادِ داییم که رفتو مارو تنها گذاشت ماهم سر خاکش بهش نگفتیم که بعد رفتنت ما داغون شدیم...!

 

یه پیک هم به سلامتی اونایی که اینو خوندنو به جای اینکه درکم کنن همه رو کپی کردن واسه خودشون که داشته باشنو واسه اینو اون بفرستن..

 

به جون ناموسم خیلی دوست دارم بازم بگم تا خالی شم تا آروم شم ولی حالم خوب نیست..خیلی خرابم..حالم داره بد میشه به مولا..خیلی میخوامتون...مواظب خودتون باشید....

 

نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت 21:55 توسط مَستِ سیگار به دست...|

داشتم مشروب ميخوردم گفتم بد نيست بزنم به سلامتي اوني كه هنوز اسمشو شماره تلفنش رمز یاهو مسنجرمه...!

 

به سلامتي اوني كه ميگفت سرما خوردم ولي بازم من محكم بغلش ميكردمو ميبوسيدمش...!

 

به سلامتي اوني كه همه رو بخاطرش مي پيچوندم ولي اون منو بخاطر همه مي پيچوند...!

...

به سلامتي اوني كه فكر ميكنه همه حرفات دروغه اما خودش يه دروغگوي بزرگه و هميشه دروغ ميگه مثل يه سگ...!

 

به سلامتي اوني كه خودتو مهر و محبتتو وفاتو عشق و نگاهتو باور نداره چون خودش يه بي لياقت هرزه ست كه از عاشقي هيچ بويي نبرده...!

 

به سلامتي اونی كه وقتي متوجه رابطش با اشخاص ديگه اي ميشي با گفتن اينكه (اين فقط يه دوستيه معموليه) ميخواد خيانت و هرزه بودنشو توجيح كنه...!

 

به سلامتي اوني كه بهت شك داره و دائم گوشيتو چك ميكنه ولي خودش هزارتا غلط ميكنه، هميشه كنارت گوشيش بي صداست از ترس اينكه متوجه تماس و پيام هاش نشي...!

 

يه پيك هم ميزنيم سلامتي اون رفقاي فراموشكار كه دوستاشونو به يه دختر غريبه ميفروشن...!!

 

به سلامتي همون بدبخت بي نوايي كه براش فرق نميكنه طرفش كلاغ ، كفتار يا خوك باشه،فقط منتظر هست طرفش یه اس ام اس واقعا مسخره براش بفرسته تا اون بيست تا اس ام اس قربونت برم براش بفرسته...!

 

دو سه پيك هم ميزنم سلامتي سگ كه مرامش از خيلي ها بيشتره، وقتي بهش مهر و محبت كردم بهم وفادار شد، نه اوني كه تا فهميد عاشقشم، نمك نشناس شد و سرگيجه الاغي گرفت......!!!!

 

دو سه تا پيك هم ميزنم فقط به سلامتي خودم كه خنجر نا رفيقي و بي مرامي و آدم فروشيو خيانت رو زدن تو قلبمون ولي من باز هم ميزنم به سلامتيشون......!!!!!!!!!!!!!

 

سلامتي كه زياد مونده ولي خيلي مست شدم ديگه بسه ، اصلا هم برام مهم نيست كه چه كسي بهم بگه نوش....!!!! 

 

پيك آخرم بدون مزه ميزنم به سلامتي همه اونایی که اینو خوندن....

 

به سلامتی همه اطرافیانم

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1390ساعت 14:52 توسط مَستِ سیگار به دست...|

                             

آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
كه در او از مه شادي اثري نيست كه نيست

شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
كه به جز سايه مرا با خبري نيست كه نيست

اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
حال از جور زمان بال و پري نيست كه نيست

بس كه تنهايم و يار دگر نيست مرا
بعد مرگ دل من چشم تري نيست كه نيست

شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
با من شب زده حتي سحري نيست كه نيست

كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
كه به شيريني مرگم شكري نيست كه نيست

 

به سلامتی دلهایی که واسه هم پَرپَر میزنه

اما

همیشه سرنوشت پراشونو قیچی میکنه

 

نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 22:52 توسط مَستِ سیگار به دست...

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

عشق واقعی به این می گن بعضی ها..............                 حمیدرضا

نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 4:40 توسط مَستِ سیگار به دست...

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي

نيشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني

خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم

گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم

سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم

  کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم

            حمید رضا

نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت 3:58 توسط مَستِ سیگار به دست...

به سلامتی پسری که شاید یک سال با دختری دوست بود...

اما یک بار بحث حتی یک بوس رو هم مطرح نکرد...

نه اینکه دوست نداشته باشه یا خجالت بکشه...

واسه اینکه دوست دخترش یه وقت فکر نکنه...

اونو واسه هوس میخواد.

به سلامتی اینجور پسرا که کم پیدا میشه.

به سلامتی اونایی که یه روز بدون ما نمیتونستن

ولی الان یه روز با ما نمیتونن.....

 

به سلامتی چرت و پرت که اگه نبود هیچ حرفی واسه گفتن نداشتم....

 

به سلامتی اونی که همه رو به خاطرش میپیچوندم

ولی

اون منو به خاطر همه پیچوند....

به سلامتی....

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 17:28 توسط مَستِ سیگار به دست...

 به سلامتیش

چون تا اینجا اومد ولی آب نخورد

چون به فکر یکی دیگه بود...

به سلامتی

علمدار کربلا...

به سلامتی همه علمدارا...

نوشته شده در شنبه 12 آذر1390ساعت 0:55 توسط مَستِ سیگار به دست...

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد.

تک درختم سوخت،بگذار جنگل بسوزد.

در گلستان طبیعت ما گل پژمرده ایم،رنگ پیری ندیده در جوانی مرده ایم.

کاش مادر نمیزادی مرا دادگاه زندگی حکمش غم است.

سهم ما از زندگی خیییلییی کم است.

زدم فریاد که خدایا این چه رسمیست!عزیزان را جدا کردن هنر نیست.

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره،چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره..!

راز دلت را به چشمانت نگو چون میگرید و رسوایت میکند.

نبین لبخند مرا..کارم از گریه گذشته،به آن میخندم.

گفتی که ترکم میکنی رازی به مرگم میکنی،هر آنچه میخواهی بکن اما فراموشم نکن.

در دیاری که همه دل میشکنند به تو نازم که بلور غم دل میشکنی.

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است.

ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است.

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن.

گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن.

شیردل باشی اگر،دنیا شکارت میکند..هرچه باشی نازنین،ایام خارت میکند.

***محبت گر شود پیدا،به هر قیمت خریداریم***

صبوری گر شود خالی جدا پیمانه میگردد،به وقت تنگ دستی آشنا بیگانه میگردد.

*ای کاش میدانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری میشود*

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره،بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره.

*شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران،من که پروانه ندارم چه کنم*

همیشه یکی هست که درد و دلت رو بهش بگی ولی بترس از روزی که خودش دردِ دلت باشد.

**غم هجران تو را گفتم با شمع،آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد**

باز دوباره غروب شد و یکی داره در میزنه اگه دروغ نگم غمِ داره بهم سر میزنه.

اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم.

روی هر سینه سری تکیه کند وقت وداع سرِ ما تکیه به دیوار کند.

بشنو از نی چون حکایت میکند،از جدایی ها شکایت میکند.

(این است گلاییه من از فلک که چرا زود دیر میشود)

(مهدی)

نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 1:10 توسط مَستِ سیگار به دست...

 

به سلامتی همه آدمای تنهایی که تنهایی رو دوست ندارن

ولی

وانمود میکنن که تنهایی رو دوست دارن...

به سلامتی آزادی....

....

نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1390ساعت 0:38 توسط مَستِ سیگار به دست...

سلام.خوش آمدید.

امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد.

این وبلاگ ۲تا نویسنده داره:

مهدی و حمیدرضا

امیدوارم از مطالب لذت ببرید.

با تشکر.

نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 14:15 توسط مَستِ سیگار به دست...


آخرين مطالب
» the wolf..............
» again.......................
» he.............................................
» hades................................................
» your liP.......................................
» thanks................................................
» life with love...........................................
» yesssss.......................
» brothel......................................
» shipwreck..........................

Design By : Pichak